عبور فقط یه کلمه است و حداقل یه لحظه و حداکثر یه عمر

زمانی که من بتونم قصه ای رو  شروع کنم شاید یعنی عبور

لحظه ای که تو بتونی حرفی برای من داشته باشی شاید یعنی عبور

اگه حرفت برام ارزش داشته باشه به قیمت این که گوشواره ی عمرم بشه و زینت روحم ازت میخرم

مهم نیست که تو چقدر بفروشی

که این معامله  نه من خسسیسم و نه تو بخیل

برام مهمه که تو فقر و تهی دستی دلم با یاد حرفت غنی باشه

و تو اوج  و افتخار دلم به نوازش حرفت فقیر و یتیم باشه

مهم نیست حرفت بی سایه روشن کلمات بی نشو و نما باشه

مهم اینه که یه روشنی گوشه سایه تاریک دلم باشه

حرفی بگو که برام ارزش خریدن داشته باشه

که قصه ها بگم که برات ارزش شنیدن داشته باشه

ارزش حرف تو رمز عبور منه