تو خود حجاب خودی
نویسنده الهه در شهریور ۲۷م, ۱۳۸۸در سخن اول عبور و در قالب دیدگاه سخنی مطرح شد که خدا خالق خرد است یا خرد خالق خدا ؟
در ادامه ی این سخن مطلبی از دکتر سروش در کتاب بسط تجربه ی نبوی با چنین مضمومی آمده و به بهترین وجه ممکن به این عبارت که ایمان میآورم تا بفهمم یا آنکه می فهمم تا ایمان بیاورم پاسخ می گوید…
“ ایمان می اورم تا بفهمم – ایراد ایراد کنندگان این است که :
عکس این سخن صحیح است ، باید گفت : می فهمم ، خردورزی می کنم تا ایمان بیاورم . این انتقاد در بادی نظر خردمندانه و سنجیده است . می گوید چرا به چیزی که آن را نمی شناسی ایمان می آوری اول باید عقل خود را به کار بیاندازی وقتی بر چیزی احاطه عقلانی پیدا کردی آنگاه نوبت ایمان در می رسد ایمان کورکورانه به چیز ناشناخته چه معنا دارد ؟
بلی به یک معنای سطحی و ساده ,آن جمله باطل است .
ولی معنای عمیق « ایمان میآورم تا بفهمم» آن نیست . این است که ان سرکشی و تعصبی را که در سر دارم از سر فرو می نهم تا آماده ی فهمیدن شوم . خود را عوض می کنم و عقل تازه ای به چنگ می آورم و حساب های پیشین را می درم ، تا بتوانم بفهمم و ببینم . دریدن آن حجاب ها نوعی ایمان می خواهد ؛ ایمانی که از جنس عزم و اعتماد و توکل است . به قول حافظ گاهی آدمی خود حجاب خود است ، یعنی این چنین بود که آدمی مانع درک و حرکت اوست . لذا اول ایمان می اورد ، یعنی خود را عوض می کند تا سپس به راه بیافتد . سخن مولانا در تحریض و تشویق به بندگی و تقدیم تعبد بر تعقل ، چنین مضمومی دارد:
کشف این نه از عقل کارافزا شود
بندگی کن تا تو را پیدا شود
“
دکتر عبدالکریم سروش- بسط تجربه ی نبوی – پیامبران خطیبان بی مخاطب .

دیدگاه های اخیر