,,عشق در قلب شما به این دلیل جا نداده اند که در همانجا ساکن  بماند . تا لحظه ای که عشق را به دیگران هدیه نکنید ، نمی توانید آن را عشق بنامید .,,از قدرت عشق /کاترین پاندر

AB681781 209x300 تلنگر

کتابی از دوست مسافری هدیه گرفتم به نام از قدرت عشق که بسیار ساده و کوتاه راه برونرفت از ماندن ها و سختی ها و شکست ها همه از قدرت خارق العاده  و سازنده عشق الهی  وصف شده است – عشقی که با قدرت او سعادت مفهومی دیگر دارد و بیماری ها را علاج دیگر ، خلاصه مفهمومی بسیار ساده و متعالی که نه دل به کرشمه ی جادو نهادن است و نه خرقه بر صد عیب نهان پوشیدن سخن دیگر است و سودایی دیگر  که نه کالای محمل گرانباران است و نه تنها در محفل دل داران.

اما آنچه  هدیه این مسافر به من بود تلنگری بود بر حرکت و جنبش  این آونگ  ایستاده در انحنای ثقل زمین و آچمز نیروی جاذبه ی زمین و دافعه عکس العمل… و پاسخ به این معادله ی خشک وجود  : جسم  =جرم

mg-n=0 !!!!  جرم، ضبدر نیروی جاذبه زمین ،منهای نیروهای عکس العمل؛ یعنی صفر!

تا از تکانی به تکامل بیاندیشم و نقوص بسیار خود را در پس چهره بی ریا و پر و بی ادعای او باز بینی نمایم ،  که این غایت  هستی است همچنان که غایت من .

گاه آشنایانی هستند که در این چرخانک بیگانه  و پر اسرار ایستاده اند و ما می گذریم و به ناگهان  دلمان نگاهی میجوید که آری آشناست اما تا به حال او را ندیده ام تا به حال از او نشنیده ام اما این آشنا کیست ؟ این نفس های آشنا آیا میتواند از منزل و دیارم  نشانی دهد و بی درنگ به او می نگرم اما چه بگویم ؟ که مجال گفتن نیست

سخن گفتن در وادی ما ندای بیگانگی سر دادن است  و بیگانه باید گشت تا  از این معبرها  گذشت .

-          در دل! ،  سخن شادروان پناهی برایم  فریاد می شود

-          گم شده ام کجا؟!  ندیده ای مرا ؟!