به نام او
نویسنده الهه در مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸
گفتم : ای پیر این چشمه ی زندگانی کجاست؟
گفت : در ظلمات ، اگر آن را می طلبی خضروار پای افزار در پای کن و راه توکل پیش گیر تا به ظلمات رسی.
گفتم : راه از کدام جانب است ؟
گفت : از هر طرف که روی چون راه روی راه بری ” عقل سرخ
…
دوستان روزگار غریبی ست. صدایمان را هر چه بلند کنیم باز کوته است، باید همصدا شویم ، این جا بن بست است و تابلوی ایست برراه اندیشه و فهم و شعور. تا میرویم به نقطه ی ورود ممنوع می رسیم یا اینکه در بیراهه ها گم می شویم و یا جز بازگشت راهی نداریم.
ما برآنیم که در عبور راه رویم ، راه بریم و همراه شویم ، ظرف شویم و حرف شویم ، بگویید و بگوییم .

دیدگاه های اخیر