تنها و…
شعر و ادبیات دی ۱۴م, ۱۳۸۸ سفر مرا به سرزمین های استوایی برد 
و زیر سایه آن سبز تنومند چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد :
وسیع باش ، تنها و سر به زیر و سخت
سهراب سپهری
سفر مرا به سرزمین های استوایی برد 
و زیر سایه آن سبز تنومند چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد :
وسیع باش ، تنها و سر به زیر و سخت
سهراب سپهری
از هر طرف که روی
چون راه روی
راه بری
دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در۳:۳۸ ق.ظ
به چه می اندیشد؟! چقدر دوسش دارم اونقدر وسیعه و ظریف … چه راحت گفت : عبور باید کرد
…. و سنگ قبرش :
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیائید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
http://www.blogfa.com/photo/r/royalireza.jpg
[پاسخ]
دی ۱۹م, ۱۳۸۸ در۳:۳۴ ب.ظ
درود
تنها و تنها آمدم بگم که جواب سوال شما : نه بود.
آری و نه هر دو برایم اهمیتی ندارد، من تنها راهم را می روم. شما هم بسیاری از مسائل را به خدایت بسپار.
بدورد
[پاسخ]
الهه پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۵:۰۷ ب.ظ:
فلسفه بافی های من در اون مورد تموم شد رفت . واقعا اهمیتی حقیقی نداشت. اینکه مسائل را به خدا بسپارم هم برای من معنا ندارد بهتر است بگویم چون مستقلم به من ربطی ندارد نه خوبش نه بدش ، انگار به همون اندازه که من فرود اومدم شما اوج گرفتین
[پاسخ]
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ در۱۲:۲۵ ق.ظ
شکلک نگاهی که عین پاندول شاعت بین دو نفر هی در رفت و آمده!
ببخشید، میشه جسارتا بدونم چه خبر است؟
از فضولی دارم میترکم..
[پاسخ]
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ در۱۲:۲۷ ق.ظ
وای Admin جان میشه غلط دیکته ای منو تا کسی فکر نکرده معتادم درست کنید؟
“ساعت”
[پاسخ]
الهه پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۲:۲۳ ق.ظ:
نه نمیشه سخنور قهار من! ! D: چون در تصور نمیگنجید که این اشتباه زباناً از شما رخ بده
از دانلود کتاب سوالی تخصصی در مورد سایت داری از این جهت که ایشون از حاکمان نت هستند پرسیدیم و ایشان الان افتخار پاسخ دادند
که مساله اهمیتش اعتباری بود. و خلاصه به بن بست رسید.
چه چیزی در این دنیا حقیقی است ؟ !
[پاسخ]
الهه پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۰ ب.ظ:
میگویند فقط واجب الوجود حقیقی است به جز او همه چیز اعتباری است ، فقط میدانم حقیقتی هست نه اینکه چیست ناچار به تفکریم…
حالا یا ملاصدارائی یا دکارتی و اون وری نهایتا فلسفه یک هدف دارد و زمان یا زمانه خود را به دست آوردن است و درک کردن زمانه خود ، نه نبض لحظه ها را به دست گرفتن. (هگل میگوید فیلسوف نمیتواند فراتر از زمانه خود بایستد) .ای کاش مدینه فاضله فقط طرحی مثالی نبود و فیلسوف -شاهی بود واقعی! و خدا واسطه ای برای هر عصر میفرستاد و نبوت را ختم نمیکرد . آنوقت ما انسان ها هنوز در تکامل بودیم و خیالمان راحت بود که وظیفه کامل بودن نداریم ، ولی شاید داریم از سرسره سینوس زمان پایین می آییم !
…
“نخست از فکر خویشم در تحیر / چه چیزاست آنکه گویندش تفکر؟
کدامین فکر ما را شرط راه است؟ / چرا گه طاعت و گاهی گناه است؟
که باشم من؟ مرا از من خبر کن / چه معنی دارد اندر خود سفر کن؟
مسافر چون بود؟ رهرو کدام است؟ / که را گویم که او مرد تمام است؟”
“گلشن راز”
[پاسخ]
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در۱۱:۱۴ ب.ظ
الهه جون سخنان بسیار زیبایی گفتی ولی خیلی ادبیاتی میگی اگه ادم بلد نباشه ممکنه حوب متوجه نشه اگر ممکنه از مطالب بسیار زیبات بخصوص از سهراب سپهری باری منم بفرست دوستادر تو m
[پاسخ]
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در۱۱:۱۶ ب.ظ
ببخشید حواسم نبود غلط نوشتم اگه ممکنه تو سایت نذار
[پاسخ]
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در۱۱:۱۸ ب.ظ
راستی یه سئوال شاید هم فضولی چرا اسم سایتت عبوره ؟
[پاسخ]
الهه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۶ ب.ظ:
ممنون از لطف و نقد.
چون عبور به ذهنم اومد و مفهومی بود که به خاطرش سایت زدم.
سهراب آدم جالبی بوده خیلی وسیع بوده وسعت و ظرافت روح سهرابو در کمتر نویسنده ای دیدم یه شاعر مستقل که مخاطبش عام و گسترده است.
[پاسخ]