تناقضات آشفته ام نسازد

از آنجا که من جز من نیستم

چیزی از آن مهم تر نیست که ما خودمان باشیم

شاید باران باشم و بایستی فرود آیم و نابود شوم

شاید قطره ام باید دریا شوم و بخار و آنگه رها

شاید من موجم و باید شکافته شوم

شاید من سکوتم و باید مسکوت و مجهول بمانم

قبل از سکوت صداست قبل از کمال نقص ها است

پس تقلبی نه به آفاق میشود رسید نه  به اعماق

با کوتاه کردن سخن عقل کامل نمی شود، کمال عقل است که سخن را کوتاه میکند.

با بیرنگ شدن ، بی رنگ نمیتوان شد ،

روزی آید که از رنگ خواهم برید و نه اکنون بیرنگی را باید گزید

….

و تناقضات آشفته مان نسازد.