وجود و ماهیت
فلسفه آذر ۲۴م, ۱۳۸۸
امروز به این اعتقاد دست پیدا کردم که وجود بر ماهیت اصالت داره
حرف قشنگی زد یکی از دوستان و حرف پیچیده من رو تا حد زیادی ساده کرد، که قضاوت از روی ماهیات وظواهر همچون ارزش شناختی زودگذرش بسیار زودگذره ! و دوست دیگری مثالی بسیار جالب برای تبیین ونتیجه گیری بیان کرد، مثلا من اگه در خیابون کسی که میشناسم رو قضاوت کنم یعنی از روی حس وجودش درسته؟ یا از اونچه که اون لحظه میبینم و از روی همون دیدن درباره ی وجودش قضاوت میکنم، درسته ؟. با دیدن عرض ها و رنگ ها و نماها قضاوتم سطحی و زودگذره ، نه اینکه قضاوت نکنم – ترحم بر ضعیف ظاهری یا توجه به قوی ظاهری- ولی چیزی که درسته و غالبه، وجود وباطن است، پس شناخت بهترین راهه .
موردی که من رو گیج میکرد این بود که وجود از مادیت و جسمیت تاثیر بگیره مثلا یه نفر به خاطر حادثه ای مادی و یا نقص جسمی شخصیتش عوض بشه و روحیاتش متفاوت و حتی متقابل با قبل بشه آیا باز هم میشه گفت حقیقتش عوض نشده ؟ یا اینکه به خاطرحدوث مشکلاتی حس کنه برخوردهای دیگران متفاوت از قبل شده ، با وجود این تناقضات آیا نگاه بی غرض به طبیعت ظاهر بینانه را هم میتوان درست نامید؟
که جوابی که خودم بهش نایل شدم اینکه قبل از همه ی حادثه ها، نقش وجودی ما رقم خورده و حتی اگه قدیم نباشه (بنابرنبودن وجود نفس) ولی بازهم حدوث حقیقی من ماتقدم بر حدوث مادی و جسمانی من است .

دیدگاه های اخیر